یه چیزی که خیلی آزارم میده خوندن برخی خاطرات و تصمیم های قدیمیه

می بینم که به خیلی از تصمیم هام عمل نکرده ام

می بینم که همون آدمی هستم که قبلاً بوده ام

البته نه

الآن که خوب فکرش رو می کنم می بینم کمی فقط یه کمی بهتر شده ام

بزرگ تر شده ام

دیگه خیلی لوس و خودخواه نیستم شاید

آدمیزاد باید خیلی روی خودش و اخلاقیاتش کار کند

آدمیزاد باید جلوی فکرهای مزاحمی همچون حالا که چی ؟ را بگیرد

چقدر تاسف آور است که هر کار خوبی می خواهی بکنی یکی در گوشت زمزمه کند فرض کن این کار را هم کردی حالا که چی؟

چقدر اعصاب خردکن است که هر باورت با زمزمه ای در گوشت که از کجا می دانی درست است؟ به هم بریزد و سست شود

در جواب این زمزمه ها می گویم دلم می خواهد این کار را بکنم یا می گویم من این باور را با قلبم پیدا کرده ام بر فرض که استدلال ریاضی اثباتش نکند

باورهایی مثل اعتقاد به خدا و معاد و زنده بودن امام زمان

اینها را هیچ جوری نمیتوان اثبات علمی کرد، نگران نباشید تقریبا همه اثباتهای ریاضی و فیزیک برای وجود خدا را خوانده ام ولی به تعداد آنها اثبات برای عدم وجود خدا وجود دارد

ولی من حسش کرده ام مهربانی اش را ، آغوشش را، نوازشش را در هنگام ناراحتی

من اعتراف می کنم که بیشتر اوقات بنده خوبی نبوده ام ، بیشتر اوقات خودخواه بوده ام، تنبل بوده ام ولی اعتراف می کنم دوستش دارم.

اعتراف می کنم که به من همه چیز داده است و لطفش را به نهایت رسانده ولی من شکرگزار خوبی نبوده ام

از نعمت هایش درست استفاده نکرده ام

در پیله خودخواهی خود اسیرم

دوست دارم بدون هیچ زحمتی یک چوب جادویی داشته باشم و همه چیز مطابق میلم بشه

خودم بشم اونی که می خوام

منظم مثل انگلیسی ها

همه کارهام روی برنامه و نظم و ترتیب

همه کتاب هایی که دوست دارم رو بخونم

قدرت ارتباط موثر با بچه ها رو پیدا کنم

زود از کوره در نرم

قبل از حرف زدن فکر کنم

قبل از اقدام به عمل به عواقبش فکر کنم

هیجانزده و احساسی تصمیم نگیرم

قاطع باشم

مهربان باشم

به مردم خدمت کنم

بچه های خوبی تربیت کنم که با ادب بوده و با تاریخ و فرهنگ و سیاست و هنر آشنایی داشته باشند

قدرت تشخیص حق از باطل را داشته باشم

مومن واقعی باشم

عارف باشم

عمرم پرثمر و گرانبها باشد

قدرت کنترل امیالم را داشته باشم

-------------------------------

همسرم بشه اونی که من دوست دارم

دست از رفیق بازی برداره

دل به کار و خونه و زندگی بده

اینقدر سطحی نباشه و یک کم عمق بده به باورهاش به افکارش

حداقل یک کتاب درست و حسابی بخونه

یه ذره محبت واقعی داشته باشه

اینقدر دنبال جلب رضایت غریبه ها نباشه

 سالها سال تلاش کردم همسر را عوض کنم البته از طریق غلطش

سالهای سال را به بطالت و غصه خوردن و افسردگی گذراندم و به هیچ کدام از موارد بالا حتی نزدیک هم نشدم

نمی دانم چقدر وقت باقی است؟

باید دست از کمالگرایی بردارم و سعی کنم به موارد فوق برسم حتی اگر به اندازه یک درصد

باید سعی ام را بکنم