بالاخره همسری بعد از سه روز برگشت خونه...

خدا رو شکر خط تولیدشون راه افتاده و دیگه ایشالا کارا روی غلتک می افته

امروز هم بچه ها رو برده استخر تا کمی اوقات پدری پسری داشته باشن

و این شد که من هم فرصت کوتاهی پیدا کردم سری به خانه ارغوانی قشنگم بزنم

تصمیم گرفتم برگردم سر کارم به خصوص که طفلی ها خیلی باهام راه اومدن

مرخصی خواستم دادن می خوام به خاطر بچه ها زود برگردم خونه گفتن مشکلی نیست

محل کارم هم که بسیار نزدیک به خانه و پیاده پنج دقیقه راه است

در ضمن کارم هم یه جوریه که تکراری نیست و همیشه در حال چیزهای جدید یاد گرفتن هستم

از همه اینا مهمتر همکارامو خیلی دوست دارم خیلی گلن همشوووووووون

دیگه چی می خوام بهتر از این؟

البته ناگفته نماند که حقوقش اونقدرا خوب نیستچشمک اما خوب من که خرجی خونه رو نمی دم مگه نه؟

فقط می مونه ورزشم که باید بعد از کار برم و بچه ها کمی تنها می مانند

خلاصه این درگیری فکری تموم شد و یکی دیگه مشغولم کرده البته جدید نیست و چند سالی می شه که هست

هنوز هم ته دلم دوست دارم از ایران بریم برای تجربه نه چیز دیگه ای یه جوری انگار می خوام خودم رو به چالش بکشم فکر می کنم شاید اونجا فرصت های بیشتری برای پیشرفت به خصوص خودم و بچه ها وجود داشته باشه

برای مهاجرت هم اقدام کردیم و جوابش هنوز نیومده

این بلاتکلیفی خیلی بده

بعضی وقتا کلا بی خیالش می شم

می گم آخه دختر مگه تو چی تو این مملکت کم داری که می خوای بری؟

تازه شاید اینجا خیلی موثرتر باشیم برای مردم تا اونجا

کار خودت خوب کار شوهرت خوب خونه خوب ماشین خوب مدرسه بچه ها خوب خانواده هم که هستن دیگه چی می خوای؟

تازه یه جورایی اینجا ریشه داریم منظورم وطن پرستی و اینا نیست که اونا جای خودش منظورم اینه که راه و چاه زندگی کردن اینجا دستمون اومده و اونجا کلی طول می کشه تا به اینجا برسیم از خرید و کارگر خونه و تفریح و ورزش و دکتر و تعمیرگاه و غیره و غیره

در ضمن اینجا پس انداز می کنیم اونجا باید از جیب بخوریم

از هر منطقی که می رم به این نتیجه میرسم که ایران برای شرایط ما خیلی بهتره

فقط تنها چیزهایی که می مونه که واقعاً اذیتم می کنه یکی پارازیت هاست و یکی هم آلودگی هوا

اونا دیگه دست من نیست (البته برای آلودگی هوا ماها هم یه کارایی می تونیم بکنیم ولی در اصل باید بنزین ها درست بشه تا کارهای ما هم تاثیر بذاره) باید حکومت تصمیم بگیره که درستش کنه که امیدوارم دولت جدید تدبیر و امید یه نیم نگاهی هم به این معضلات بندازه

مهاجرت به درد خیلی جوونا (زیر سی سال منظورمه) می خوره یا کسانی که اینجا کار و زندگی درست و حسابی ندارن وگرنه امثال ما که اینجا یه ده سالی تلاش طاقت فرسا کردیم تا زندگیمون بالاخره به جایی که باید برسه رسیده صلاح نیست همه چیز را خراب کنیم و برویم

مهاجرت به درد کسایی می خوره که اینجا امیدی به پیشرفت چه تحصیلی و چه شغلی ندارن خوب باید برن جایی که براشون فرصت ها فراهمه

وگرنه آسمون خدا همه جا یه رنگه همه جا هم درگیری های روزمره و فکری شبیه همه

تازه وقتی اینجا در این اوضاع و احوال یه کاری آدم می کنه چند تا شغل ایجاد می شه یا کمکی به چرخ تولید مملکت می شه یا در یه طرحی شریک می شه که نتیجه اش آسایش و امنیت بیشتر مردمه خوب طبیعتاً هم ثواب اخرویش بیشتره و هم رضایت درونی آدم بیشتر میشه که می گه ببین برای مملکت خودم تونستم یه کاری هر چند کوچیک انجام بدم

بعد از این همه حرف و حدیث به این نتیجه می رسیم که اگر کار مهاجرتمان ان شاءالله بعد از نود و بوقی درست شد فقط یک سر می رویم سیاحتی می کنیم کارت پی آر می گیریم و بر می گردیم سر خانه و زندگی نیشخند