یه جور حس نگرانی دارم نمی دونم جواب ویزام چی شده؟ سفارت هم که هیچی نمی گه

فردا باید برم جواب را از ابوظبی بگیرم

همش خودم رو دلداری می دم می گم اگر هم ریجکت شده باشه چیزی را از دست نداده ام به زندگی ام می رسم که اتفاقاً تازگیها بعد از گرفتن مرخصی و در خدمت خانواده بودن شیرین تر هم شده است

دقیقاً در حال حاضر همه چیز در زندگیم بعد از مدتها جنگیدن سر جای خودش قرار گرفته است. جایگاهم در زندگی، همسرم، بچه هایم، خانه ام و ماشینم و کارم و خلاصه همه چیز

اما نمی دانم چه حسی است برای رفتن به سرزمینی دور برای گرفتن دکترا

چه حسی است برای سختی کشیدن

همیشه همین جور بوده ام آرام و قرار نداشته ام

تا زندگیم می رود تیک تاک ثابتی پیدا کند همه چیز را به هم می ریزم و راهی جدید پیدا می کنم

اگر ویزا نیاید چون بار دومی است که ریجکت می شود خیلی برایم بد می شود و این ناراحتم می کند

اگر ویزا هم بیاید سرم خیلی شلوغ است

باید کلی غذا فریز کنم

باید هماهنگی های لازم برای نگهداری از خانه و بچه ها را انجام بدهم

باید محل سکونتم آن طرف را درست کنم

اگر ویزا بیاید فقط سه روز فرصت دارم همه چیز را آماده رفتن کنم

ای خدا مرا چه می شود؟

خدایا در حال حاضر فقط تو می دانی جواب درخواستم چه بوده است و مطمئنم هر چه باشد خیر است پس نگرانیی نخواهم داشت

الآن آرامتر شدم

برخی از فامیل های همسر در امارات زندگی می کنند

باید بروم برایشان سوغاتی تهیه کنم و دیدنشان بروم به هر حال زشت است بعد از هشت سال ندیدنشان به شهرشان بروم و سر نزنم

باید آرایشگاه هم بروم موهایم دارد دو رنگ می شود

برم سر خودم رو با کار گرم کنم که این زمان باقیمانده زودتر بگذرد

ساکم را هم هنوز نبسته ام....