نمی دونم چرا من همیشه در حال بدو بدو هستم انگار یکی دنبالم کردهنیشخند

الآن هم به زور خودمو نشوندم دو خط بنویسمزبان آخه هنوز به هم ریختگی های مهمانی دیشب کاملاً جمع نشده

دیشب بالاخره طلسم شکسته شد و ولیمه خونه جدید رو دادم همه فامیل رو دعوت کرده بودم که متاسفانه بعضی ها نیامدند و مهمانها به 20 نفر کاهش پیدا کردند دوست داشتم همه بودن مخصوصاً شوهر خاله بزرگم که با اینکه رابطه نزدیکی نداریم ولی خیلی دوستش دارم چند وقت پیش یه جراحی کرد که بعد از اون همش ضعیف و ضعیف تر داره می شه و نگرانم که این مریضی از پا درش بیاره مرد مهربون و مظلوم تا حالا آزارش به یه مورچه هم نرسیده ... یادش بخیر وقتی بچه بودیم چقدر باهامون بازی می کرد و سرمونو گرم می کرد چقدر مهربونه تا حالا هیچ کس ندیده صدای این مرد بلند بشه

بگذریم

دو روز تمام درگیر این مهمانی بودم آخه دست تنهای دست تنها بودم

هیچ کس رو نداشتم کمکم کنه

پنج شنبه صبح رفتم باشگاه تصمیم گرفتم دیگه هر روز برم بلکه سریع تر لاغر بشم

دوست دارم هیکلم از این ورزشکاری ها بشه که حتی یه ذره چربی اضافی هم نداره وزنی هم که دوست دارم بهش برسم 52 کیلو هست که برای قد من 160 خیلی خوبه

یه برنامه سنگین گرفتم که بدون رژیم آنچنانی ماهی یک کیلو کم می کنم راستش خوشم نمی یاد بدنم به رژیم غذایی عادت کنه البته میزان غذام رو کمتر کردم آخه کم خوش خوراک نیستمنیشخند

بگذریم پنج شنبه بعد از باشگاه رفتم شهروند و خریدهامو کردم موقع گذاشتن روی کانتر دو تا آقا پشت سرم بودن دیدن من دست تنهام حسابی کمکم کردن و کمک کردن خریدها رو بذارم توی کیسه ها من پیش خودم فکر می کردم کاش عزیزم اینقدر گرفتار نبود و با من اومده بود حتی روم نشد به اون آقاها نگاه هم بکنم فقط کلی ازشون تشکر کردم

بعدش رفتم میوه خریدم و شیرینی گرفتم

بعدش هم اومدم خونه مشغول تمیزکاری و آماده کردن سبزی های قورمه سبزی شدم

میوه ها رو شستم وسایل سالاد رو شستم سرویس ها رو تمیز کردم و خلاصه دیگه وقت نداشتم

شب عزیز جان اومد رفتیم بیرون و با ماشین کمی دور زدیم قربونش برم انگار نه انگار این همه مهمون داریم از من انتظارات دیگه ای داشت  خیلی خسته بودم ولی چاره چیه اگر به این آقایون نه بگی که نمی شه کهعینک زود بهشون بر می خوره

خلاصه بالاخره ساعت یک بود که خوابیدم

جمعه هم از 8 صبح بیدار شدم و سر پا بودم اول صبحانه رو آماده کردم 

بعدش مشغول ژله ها شدم که بعداً عکسش رو براتون می ذارم

سه جور دسر درست کردم شیشه های شکسته و آکواریوم (اگه اشتباه نکنم) و پودینگ پرتقال

بعدش ماهیچه ها رو گذاشتم دو جور مرغ هم درست کردم یع معمولی یه جور هم در فر با رب انار بعدش قورمه سبزی رو گذاشتم

امیدی به مامانم که نیست زنگ زدم خواهرها بیان کمکم خواهر کوچیکه گفت نمی یاد و کار داره خواهر بزرگه گفت سه می یاد یه ذره دلم روشن شد ولی نشون به اون نشون که پنج و نیم اومد اما دستش درد نکنه از وقتی اومد یک سره کمک کرد در کارها در پذیرایی در جمع و جور دستش درد نکنه یه زنگ بزنم ازش تشکر کنم مژه

بعدش باقالی پلو رو گذاشتم و بعدش هم خوراک مرغ و قارچ رو درست کردم و سیب زمینی هاشو خورد کردم و شستم تا بعد از نماز سرخ کنم و برنج ساده رو گذاشتم

به اینجا که رسیدم مامان جان تازه تشریف فرما شدند و غر غر که ای وای چرا هنوز سیب زمینی هاتو سرخ نکردی؟ زرشکت کو؟ الآن میان چایی چرا نذاشتی؟ کتری برقی ات چی شد؟ خلاصه باعث شدن کلاً رشته کار از دست ما در بره و هی دور سر خودمان بچرخیم

با هر بدبختی بود بعد از آمدن مامان جان برانی درست کردیم و آقای شوهر را گذاشتیم سنگ های کف را دستمال بکشن و سالاد و ماست و خیار را درست کنن و مادر جان را گذاشتیم برانی و ماست و خیار را تزئین کنندچشمک و پدر جان هم خربزه را قاچ کنند

خواهر جان هم طفلک جاروبرقی کشید، گردگیری کرد و میوه ها را چید و هزار تا کار خورده ریزه دیگر

خلاصه وقتی مهمانها آمدند همه چیز آماده بود فقط صاحبخانه از خستگی در حال غش کردن بودخنثی

اما خدا را شکر هر چه بود به خیر و خوشی برگزار شد

وقتی مهمانها رفتند تازه یکی از دوستان همسر از شهرستان اومد خونه ما بخوابه آخه امروز می خواست بره فرودگاه شام هم نخورده بود حالا به اون هم شام بده و بالاخره قسمت شد ساعت 3 خوابیدیم

ساعت ده با هول و ولا از خواب بیدار شدم آخه ورزشم ساعت 11 است بدو بدو رفتم و دو برگشتم و با کمال تعجب دیدم همسرجان خانه است و منتظرالناهار

ناهار جوجه ها رو دادم و الآن در خدمت وبلاگ عزیزم در حال وقایع نگاری هستم در حالی که به شدت دلشوره ظرفهای باقیمانده و جاروبرقی رو دارم تازه باید یه سری ساک هم ببندم شاید اگه خدا بخواد بی حرف پیش گوش شیطون کر بالاخره این تابستونی یه دو روزی بریم شمال

راستی یادم رفت بگم از سفارت باهام تماس گرفتن گفتن یه بسته برام اومده باید برم بگیرم به احتمال زیاد باز هم ریجکتم کرده اندگریه

چقدر تند تند نوشتم ببخشید اگر غلط تایپی داره